جوک و اس ام اس2
*********************************************
بدان که اگر کسي را براي يکبار، يکروز، دوست دارم، تورا براي هميشه دوست دارم. من عشق را در تو، تو را در دل دل را به هنگام تپيدن به خاطر تو دوست دارم...
*********************************************
فکرشوکن يه شب باهم يه گوشه اي تنها باشيم با چارتا ديوار و يه سقف جدا ازاين دنيا باشيم من باشم وتوباشي و يه جفت دلهاي بي قرار فرصت خوب انتقام ازلحظه هاي انتظار فکرشوکن عروسکم به اون شب پرالتهاب چشماتوروي هم بذار امشب به ياد من بخواب فکرشوکن دستاي من روقلب توجون بگيره دل,دل بي قرارتو توسينه آروم بگيره نه ساعتي باشه که شب سربره وتموم بشه نه هيچ کسي سربرسه ثانيه اي حروم بشه هرگزنديدم به گلي لبخند زيباي تو را هرگز نمي گيرد کسي در قلب من جاي تو را
*********************************************
1.علي دايي به احتمال زياد در بازي فردا مقابل ژاپن به بازي خواهد رفت. او که خود را براي بازي روز 5 مرداد 1425 آماده ميکند، گفت: به لطف خدا و دعاي خيرمردم مصدوميتم چندان مهم نيست و با عصاي هميشگي در زمين حضور خواهم يافت و درپست تخصصيام به مانند سنوات نزديک به صورت تک مهاجم بازي ميکنم و عصا را هم براي مصدوميت ميبرم، نه براي کهولت سن. وي اضافه کرد، عواملي مانند تغذيه و ... در آمادگي وي بسيار موثر است.
*********************************************
2. فيفا فاش کرد که راز خداحافظي نکردن دايي را کشف کرده است. سخنگوي فيفا گفت: ما هر چه ديديم کدام افتخار است که دايي آن را به دست نياورده و به بهانه آن خداحافظي نميکند، نتوانستيم چيزي بفهميم تا آن که نوه آلکس فرگوسن گفت: در ديدار فينال ليگ قهرمانان 1999 علي دايي در دقايق آخر نتوانست همراه بايرن مونيخ قهرمان شود و پدر بزرگم همراه منچستر قهرمان شد. به دنبال اين کشف، فيفا قول داد، کاپ ليگ قهرمانان را به دايي بدهد تا وي خداحافظي کند. فيفا مدعي شد که ميخواهد در تاريخ دست برده و نام علي دايي را در ليست تيم منچستر 1999 قرار دهد و يا بايرن را قهرمان 1999 اعلام کند.
*********************************************
3. زلاندو کراتوويچ، سرمربي ايران، گفت: من به تواناييهاي دايي ايمان دارم و وي ستون تيم من است. وي همچنين هرگونه شايعه در خصوص دست داشتن وي در ارنج تيم ملي را به شدت رد کرد.
*********************************************
4. فرزند کليزمن که اکنون در تيم ملي آلمان بازي ميکند، در ديدار تدارکاتي چند شب پيش ايران مقابل آلمان به هنگام دست دادن با علي دايي در ابتداي بازي گفت: چهره شما براي من آشناست و گمان ميکنم، شما را هنگام تماشاي بازي ايران ـ آلمان 1998 که پدرم گل زد و از تور دروازه شما خوشش آمده بود و ميخواست آن را ببرد، شما را پشت سر او ديدم، اما علي دايي (اين بار زودتر از آصفي) همه چيز را تکذيب کرد و گفت: من تازه از تيم ملي اميد آمدم و در آن زمان جاي ديگري بازي ميکردم.
*********************************************
5. علي دايي اظهار اميدواري کرد که در بازي مقابل لائوس، مثل ادوار گذشته، بتواند پنج تا شش بار هت تريک کند.گفتني است، فدراسيون فوتبال ايران از فدراسيون فوتبال آسيا خواسته بود تا ايران را با لائوس همگروه کند تا بلکه دايي پس از ده سال پايش به گل باز شود تا نوار موفقيتهايش پاره نشود. هماکنون دايي با 2195 گل ملي در صدر گلزنان تاريخ فوتبال دنياست و فرانس پوشکاش، با بيش از 2000 گل اختلاف در رتبه دوم است، اما دايي هنوز موفق نشده در جام جهاني گل بزند.
*********************************************
وي ادامه داد: شايد اگر در جام جهاني اخير، هت تريک کند، حاضر شود موضوع خداحافظي خود را کمي جلو بيندازد. وي همچنين گفت: من تا آخر عمر مديون لائوسيها هستم
--------------------------------------------------------------------------------
هنگام سحر، خروسي بالاي درخت شروع به خواندن کرد و روباهي که از آن حوالي مي گذشت به او نزديک شد.
روباه گفت: تو که به اين خوبي اذان مي گويي، بيا پايين ب هم به جماعت نماز بخوانيم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پيشنماز پاي درخت خوابيده و به شيري که آنجا خوابيده بود، اشاره کرد.
شير به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمي خواستي نماز بخوانيم؟ پس کجا مي روي؟
روباه پاسخ داد: مي روم تجديد وضو مي کنم و برمي گردم!
*********************************************
قاضي دادگاه، آدم شيادي که مال مردم را بالا مي کشيد محکوم کرد که روي الاغ سوار کنند و در همه جاي شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشي است و کسي به او پول ندهد.
در پايان روز صاحب الاغ از او کرايه خواست.
يارو با پوزخند گفت: مرد حسابي! خودت از صبح تا حالا داري فرياد مي زني که من پول مردم را بالا مي کشم، حالا با چه اميدي از بنده کرايه الاغت را مطالبه مي کني؟!
*********************************************
شخصي که خيلي ادعاي پهلواني مي کرد رفته بود خون بده. وقتي کيسه خون را آوردند که خونش را بگيرند.
به پرستار گفت: آبجي! کيسه چيه؟ لوله بيار که به همه خون برسه.
ولي بعد از اينکه يک کيسه خون داد از حال رفت و 4 تا کيسه خون بهش زدند تا به هوش بياد.
وقتي به هوش آمد، بدون اينکه به روي خودش بياره به پرستار گفت: ديگه کسي خون نميخواد؟!
*********************************************
مي گويند يک روز جرج بوش با لباس غواصي به عمق 200 متري اقيانوس رفته بود.
يک کوسه به طرفش آمد و از او پرسيد: ببخشيد! شما آقاي بوش رئيس جمهور آمريکا هستيد؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولي تو از کجا مرا شناختي؟
کوسه خنديد و گفت: آخه ديدم به جاي کپسول اکسيژن، کپسول آتش نشاني به پشتت بسته اي!!
*********************************************
به شخصي گفتند: زود باش زود باش جشن عروسي شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسي پسر خودت است.
طرف به يارو گفت: پس به تو چه؟!
*********************************************
دو تا آفريقايي با يه نفر سومي وسط بيايون بودن در همين حال و هوا بودن که يدفعه آفريقايي يه چراغ جادو پيدا مي کنه.
بعد غوله مي ياد بيرون و به آفرقايي ميگه يه آرزو کن.
آفريقايي ميگه: منو سفيد کن.
تا اينو ميگه سومي ميزنه زير خنده آفريقايي ميگه: چيه براي چي ميخندي؟
سومي گفت: همينجوري.
بعد غوله به آفريقايي دوميه گفت: تو چي مي خواي؟
آفريقايي گفت: منم سفيد کن .
دوباره سومي ميزنه زير خنده .
آفريقايي گفت براي چي ميخندي؟
سومي باز گفت: همينجوري.
نوبت سومي ميشه. غوله ازش مي پرسه: تو چي مي خواي .
سومي ميگه: اين دوتا رو سياه کن.
*********************************************
يه روز يکي مي خواسته سوار آسانسور بشه ميبينه اونجا نوشته: ظرفيت 12 نفر.
ميگه: اي واي خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بيارم!؟
*********************************************
يارو به شاگردش ميگه: قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين کار ميکنه يا نه.
شاگرد ميره عقب ماشين، ميگه: کار ميکنه، کار نَميکنه، کار ميکنه، کار نَميکنه...!
*********************************************
مسافر به مدير هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدير هتل:"نگران نباشيد يک ساعت ديگر وقت ناهار است همه ي آنها به رستوران هتل مي آيند."
*********************************************
گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدين برم ناهار بخورم.
يارو: پول نميدم، ولي بيا بريم برات يه پرس غذا بگيرم.
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شيش بار ناهار خوردم!
*********************************************
معلم تاريخ: آهاي… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وايسادي و بر و بر منو نگاه ميکني بگو ببينم اسکندر مقدوني کي بود؟
طرف: نميدونم.
معلم تاريخ: کي ناصرالدين شاه را کشت؟
طرف: نميدونم.
معلم تاريخ: پس تو با اين وضعت چطوري ميخواي امتحان تاريخ بدي؟
طرف: من که نميخوام امتحان بدم من اومدم بخاري کلاس را تعمير کنم.
*********************************************
يه دهاتيه پا ميشه مياد تهرون ميره سوار تاکسي ميشه ميگه در بست. راننده هم قبول ميکنه.
وقتي مياد پياده شه يه ده تومني ميزاره کف دست راننده و ميره.
راننده داد ميزنه: آقا…بقيه ش؟؟؟
دهاتيه ميگه: بقيه ش مال خودت!!!
*********************************************
يارو تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، يارو ميگه: بچه ها در رين صاحابش اومد!
*********************************************
وسط شهر يه چاهي بوده، هي ملت ميافتادن توش، زخم و ميشدن. ميان تو شهرداري يک جلسه برگذار ميکنن که واسه اين مشکل يک راه حلي پيدا کنن.
يکي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يک آمبولانس ميگذاريم بغل اين چاه، هرکي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا ميکشن..آفرين!
يک مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق که همتون نفهميد! آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چيکار کنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، که بدبخت جون داده ما بايد يک بيمارستان کنار اين چاه بسازيم، که همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي سر حال مي شن، کف ميزنن سوت ميکشن، که ايول بابا تو چه مخي داري!
يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج کنيم يک بيمارستان بسازيم کنار چاه که چي بشه؟ مردم تعجب ميکنن، ميگن: خوب تو ميگي چيکار کنيم؟ يارو ميگه: بابا اين که واضحه، ما اين چاهو پر ميکنيم، ميريم نزديک همه بيمارستانها يک چاههاي زيادي حفر مي کنيم!
*********************************************
روزي ملا به در خانه ي همسايه رفت و از او درخواست يک ديگ را نمود. همسايه ظرف را داد.
بعد از چند روز بعد ملا ديگ را به همراه يک ديگچه آورد.
همسايه با تعجب پرسيد که ديگچه ديگر چيست؟
ملا پاسخ داد که ديگ يک ديگچه زاييد و همسايه با خوشحالي پذيرفت.
چند روز بعد دوباره ملا ديگ را درخواست کرد همسايه به اميد زاييدن ديگ، ديگ را به او داد و مدتي گذشت و ملا ديگ را نياورد.
همسايه براي دريافت ديگ خود را به در خانه ي ملا رسانيد و ديگ خود را درخواست کرد.
اما ملا با گريه پاسخ داد که ديگ مُرد.
همسايه با تعجب پرسيد مگر ديگ مي ميرد؟
ملا گفت: اين بار هم مانند بار قبل ديگ در حال زاييدن بود که سر زا مرد!!!!!!
*********************************************
يک روز يکي دو تا دزد مي گيره زنگ مي زنه به 220
*********************************************
غضنفر داروخونه داشته، يک روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسک کش جديد رسيد.
بعد يک مدت يکي مياد تو داروخونه ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسک کش جديد چيه! اين خونه ما رو سوسک گرفته!
غضنفر ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه شما اين دارو رو ميريزيد تو يک قطره چکون، بعد کشيک ميکشيد تا سوسکها رو بگيريد هر سوسک رو که گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچکونيد، بعد از يک مدت سوسکها کور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن .
يارو ميگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگيريم که همونجا درجا ميکشيمشون.
غضنفر ميره تو فکر، بعد يک مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم ميشه !!
*********************************************
يکي: راستي راستي اين دفعه رفتم تست بازيگري دادم و قبول شدم ميگين چجوري . بخونين.
کارگردان گفت:نقشش خيلي کوتاهه ها فقط همين صحنه.
گفتم:عيبي نداره!
گفت:پول نميديما!
گفتم:عيبي نداره!
گفتم:ديالوگ چي؟
گفت: خودتو نشون نميديم!
تو ميري پشت يه ديوار بعد يک گلدون ميوفته اونور و تو ميگي:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نيست صدات هم بعدآ دوبله ميشه!!!
*********************************************
آمريکاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me, hellllp!
يکي از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي کلاس زبان کلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي.
*********************************************
شخصي به حمام رفت بدون اينکه موهايش را خيس کند به آن شامپو زد.
از او پرسيدند چرا اين کار را کردي؟
جواب داد آخه رو شامپو نوشته شده بود براي موهاي خشک.
*********************************************
از زرنگي مي پرسن دو دوتا ميگه چهارتا براي جايزه بهش چهارتا گردو مي دن.
يه روز ديگه ازش مي پرسن دو دو تا مي گه يه گوني.
*********************************************
باباي يکي ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن.
بنده خدا خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت کشيدين تشريف آوردين، شرمنده کردين... ايشالله ختم پدرتون جبران ميکنم!
*********************************************
روزي از يک چوپان مي پرسند:اين همه چوپاني کردي رو اخلاقت تاثير نگذاشته؟
مي گه:نع...نع..نع!!!
*********************************************
از آقاي خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريکا افغانستان و عربستان رو بگيره، به کره و چين هم حمله کنه تکليف ايران چي ميشه؟
خياباني ميگه: چي ميشه نداره که، ايران ميره جام جهاني!
*********************************************
اولي:به نظر تو موقع تشيع جنازه جلوي تابوت باشي بهتر است يا پشت تابوت؟
دومي:فرقي نمي کند فقط بايد سعي بکني داخل تابوت نباشي.
*********************************************
يوسف دوان دوان به دفتر مدرسه وارد شد و گفت آقاي ناظم کمک کنيد الان نزديک به نيم ساعت است که پرويز با بردارم دعوا مي کند و داره اون رو ميزنه .
ناظم در حال خروج از پرويز پرسيد:چرا زودتر نيامدي بگويي؟
پرويز سري خاراند و گفت:اخه تا الان داداشم داشت اونو ميزد.
*********************************************
يه روز به يه مرد يه اسب مي دن که براي اولين بار اسب سواري کنه اون هم بدون زين خلاصه مرد سوار اسب ميشه و اسب همينطور که يورتمه مي ره مرد به طرف عقب سر مي خوره تا اينکه پس از مدتي به انتهاي اسب (دم اسب) مي رسه.
ناگهان داد مي زنه: اين اسب تموم شد يکي ديکه بيارين!!!
*********************************************
يکي رفت انگليس. صبح پاشد با زنش رفت بيرون توي خيابون.
يه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنينگ سر». اون جواب داد: «سر مورنينگ گود»!
زنش پرسيد اوا آقا جعفر چي شد؟
گفت هيچي! اين يارو انگليسيه گفت: «سلام عليکم» و منم بهش گفتم: «عليکم سلام»
*********************************************
يکي خيلي کار بد کرده بوده مي برنش جهنم.
تو وسط راه ميگن به تو يه آوانس ميديم ، ميگه چي؟
ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها و يکي جهنم خارجي ها.
ميپرسه فرقش چيه؟
ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز.
خلاصه ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا.
يه چند ماه بعد ميبينه اينجا خيلي ناجوره ميگه خوب شد تو جهنم ايراني ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نيست يه سري به اونها بزنم تا به اينجا راضي باشم خلاصه ميره ميبينه همه نشستن دارن حرف مي زنند خبري هم از قير داغ نيست ،مي پرسه: جريان چيه؟
ميگن: بابا اينجا يک روز قير نيست ، يک روز قيف نيست ، يه روز قير و قيف هست اما مامورش نيست!
*********************************************
به يکي ميگن: چرا همش داري دور ميدوون با ماشينت ميچرخي؟
مي گه: راهنمام گير کرده!!
*********************************************
يکي کولرش خراب ميشه، به بچه هاش مي گه: مگه نگفتم 4 نفري جلو کولر نشينيد.
*********************************************
دو نفر ميرن تهران يک فولکس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف شهرشون.
نزديکاي شهرشون يهو فولکسه خاموش ميشه، هرکار ميکنن ديگه روشن نميشه. يکيشون برميگرده به اون يکي ميگه: برو نگاه کن ببين ماشين چه مرگش زده.
اون يکي درِ کاپوتو باز ميکنه، يک نگاه ميکنه با تعجب ميگه: بيا که ماشين موتور نداره!
خلاصه اولي پياده ميشه مياد يک نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميکنم!
اون يکي ميره درِ صندوق عقب رو وا ميکنه، يهو داد ميزنه: بيا که از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم.
*********************************************
يکي دکتر آزمايشگاه بود و روي يه مگس داشته آزمايش ميکرده يه روز بالهاي مگس رو ازش جدا ميکنه بعد به مگسه ميگه بپر! مگسه نميپره براي بار دوم و سوم تکرار ميکنه که بپر! ولي مگسه نمي پريده ! در آخر نتيجه آزمايش رو اعلام ميکنه: که اگر بالهاي مگس را از تنش جدا کنيد گوشهايش نيز کر ميشود !
*********************************************
به يه مرده ميگند: ماشينت چه رنگيه ؟
ميگه:نوک مدادي.
ميگند:دروغ نگو ماشينت قرمزه!
ميگه مگه نوک مداد قرمز نداريم!!!
*********************************************
يه روز يه بنده خدايي همه چراغ قرمزا رو پشت سر هم رد ميکنه و به هشدار پليسم هيچ توجهي نميکنه.
بالاخره پليس تعقيبش ميکنه و يه جايي نگهش ميداره.
ازش ميپرسه چرا پشت چراغ قرمزا واينميسادي و همه شونو رد ميکردي؟
ميگه من از يه نفر آدرس پرسيدم گفت چراغ اولو رد ميکني چراغ دومو رد ميکني رسيدي چراغ سوم ميپيچي دست راست!
*********************************************
يکي مي ميره ميره اون دنيا . ازش ميپرسن ميري بهشت يا جهنم ؟
نگاه مي کنه به جهنم مي بينه دار و درخت و آب و بلبل و همه چيز مرتبه. ميگه ميرم جهنم .
تا درو باز مي کنن مي بينه شعله هاي آتيش از همه جا بلند شده . شاکي ميشه ميگه اين که اين طوري نبود .
ميگن يه مدت کسي نيومده بود رفته بود رو screen saver.
*********************************************
يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره.
بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟
يارو ميگه نخير!
ميگه: کارت ماشين چي؟
مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه که جسدش تو صندوق عقبه!
افسره کف ميکنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده.
خلاصه بعد از يک ربع سرهنگ مافوقش مياد.
از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و کارت ماشين ندارين؟!
يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميکنه از تو داشبرد گواهينامه و کارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ.
سرهنگه ميگه: ميتونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي کنم؟
يارو ميگه: خواهش ميکنم، بفرماييد سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميکنه ميبينه اونجا هم خبري نيست.
برميگرده به مرده ميگه: ولي زيردست من گزارش داده که شما گواهينامه و کارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه!
يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون که مشاهده کردين. به خدا اين افسره عقده ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته که من داشتم ... .
*********************************************
يه هواپيما تو قبرستون سقوط ميکنه، فردا راديو ميگه: شب گذشته يک فروند هواپيماي توپولوف در حومه شهر سقوط کرده و تا اين لحظه 34513 جسد کشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!
*********************************************
يکي ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي اون که قاط زده بوده، يک بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف کنه، اون ميگه: دست شما درد نکنه آهو خانوم! دختره شاکي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانهست نه آهو. اون ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه
*********************************************
يکي 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده، يک ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميکنه. همون وقت يک باباي ديگهاي داشته يک پولي مينداخته تو همون صندوق، اون با حال زار پاميشه، ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!
*********************************************
دو نفر ميرن يک رستوران کلاس بالا، دو تا کوکا سفارش ميدند، بعد هم يکي يک ساندويچ از کيفشون درميارند، شروع ميکنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نميتونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. اونا يک نگاهي به هم ميکنند، ساندويچاشونو باهم عوض ميکنند!
*********************************************
يه جايي جشن بوده، يکي همينجوري ميره تو و شروع ميکنه به رقصيدن و بخور بخور. يکي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو کي دعوت کرده؟ اون ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
*********************************************
تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، يکي تماشا ميکرده. دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، يکي شاکي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
*********************************************
يکي ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميکنيم باهاش قايق درست ميکنيم. اون هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شکمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميکنم!
*********************************************
يکي با زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زنش وقتي شب ميره بخوابه، يک يادداشت برايش ميگذاره که: منو فردا ساعت 6 بيدار کن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ميبينه شوهرش براش يک يادداشت گذاشته که: پاشو زن! ساعت شيشه!
*********************************************
يکي با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم، يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!
*********************************************
يکي تو کليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت کمکم کن! يکي از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! خودم ميرم!
*********************************************
- ببينم شما چند سال داريد؟
- ?? سال.
- خب خانم چند سال دارند؟
- ?? سال.
- و شما در اين سن تقاضاي طلاق کرديد؟
- راستش قصد داشتيم خيلي زودتر از اينها اين کار رو بکنيم اما خانم گفت بچه ها کوچکند بگذار بزرگتر بشوند بعدا"...!!!
--------------------------------------------------------------------------------
يه آبادانيه با يه فرانسويه راه ميرفتن، فرانسويه مي گه: ما ايفل رو ? ماهه ساختيم، فلان جا رو ? ماهه، خلاصه، هي گفت و گفت تا اين که آبادانيه چشمش به برج آزادي افتاد، يهو گفت: اي بابا، اين که الان اينجا نبود!!!
*********************************************
از يکي ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت کف ميکنن، ميگن: بابا اينا که 4تاست؟ يکي انگشت کوچيکشو نشون ميده، ميگه: اين بچه همسايمونه، ولي هميشه خونه ماست
*********************************************
آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يک ماشين مياد ميزنه درازش ميکنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت که نشده؟ آبادانيه يک نگاه به سر تا پاش ميکنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولک زدي حسابي پيچوندي
*********************************************
آرداواس بعد بيست سال از آمريکا برميگرده ايران و يک ساندويچ فروشي ميزنه. روز اول، يکي مياد ميگه: قربون دستت، يک ساندويچ سوسيس بده. آرداواس که هنوز خوب از حال و هواي ديار کفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟ يکي شاکي ميشه، ميگه: نه مرتيکه، تو نون بده!
*********************************************
يکي تو يک شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يکجا کوه ريزش کرده، يک قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. راننده قطاره هم که آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين که قطار واستاد، او يک نارنجک درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه اونو رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجو بهش ميتوپه که: مرتيکه خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجک انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداکار و حسين فهميده رو قاطي ميکردم
*********************************************
يکي رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينکه به نفر اول جايزه ميدن. يکي يه خرده فکر ميکنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟
*********************************************
يکي ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنهاي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. يکي ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. يکي ميگه : ببخشيد ولي آقاي احمدي نژاد چي؟ يارو ميگه:بايد خواب باشن . يکي ميگه: پس دمت گرم حالا که همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال کنيم
*********************************************
عمليه شب جمعه نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور کرده بوده و تو حال بوده، که يهو يک توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميکشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين يکرده که يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن کي زن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يک بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاکي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام کاسه کوزه مردم رو بهم بزنم که
*********************************************
يکي ميره قنادي، ميگه: ببخشيد کيک هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره يکي مياد، ميپرسه: شرمنده، کيک هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يک هفته تمام هر روز کار يکي اين بوده که بياد سراغ کيک هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده که نداريم. آخر هفته قناده باخودش ميگه اين بابا که مشتري پايس... بگذار يک کيک هفتاد طبقه براش بپزيم، يک پول خوبي هم شب جمعهاي بزنيم به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يک کيک خوشگل هفتاد طبقه رديف ميکنه. شنبه اول صبح يکي مياد، ميپرسه: ببخشيد، کيک هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله که داريم، خوبشم داريم! يکي ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهارش به ما بده
*********************************************
بهمن و علي(اصفهاني) سرباز بودن. بهمن ميميره، علي ميره براي خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگرافخونه ميگه: هر کلمه هزار تومان، براي تاريخ و امضا هم پول نميگيريم. علي ميگه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !
*********************************************
آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده که: ولک تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام کن! خلاصه اونقدر التماس ميکنه، تا آخر آرنولد قبول ميکنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاهه ... باز اين سيريش اومد!
*********************************************
معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنجتا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...
*********************************************
در نيويورک خانم مستر اسميت رفت پيش وکيل دادگستري و گفت: من ميخوام از شوهرم طلاق بگيرم. وکيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب کارتان را بدهيم. خانم گفت: زکي! 500 دلار ميگيرند که او را بکشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟
*********************************************
سه نفر به جزيره آدمخوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. کمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، يکي که توي ديگ بود، در حالي که بدنش را مالش ميداد گفت: ببخشيد روشور داريد؟
*********************************************
شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت کرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسهاش ميگيره، تا ميايسته عطسه کنه يه ماشين بهش ميزنه!
*********************************************
يک بنده خدايي لنگ بوده و روي کشتي هم کار مي کرد هروقت از سرکارش مي آمده تمام بدنش خيس بوده زنش باهاش دعوا مي کنه اين چه وضعيه تو چرا هر وقت مي آيي همه لباسهايت خيس است
بنده خدا مي گه هروقت کشتي را نگه مي دارند مي گويند لنگرو بندازيد و من برمي دارن مي ندازن تو دريا
*********************************************
يک ايراني با يک خارجي ازدواج مي کنند خارجي اسمش بيل هست مرند رستوران مادر دختر زنگ ميزنه مي گويد چکار مي کني ميگه دارم با بيل غذا مي خورم مي گه واي خدا مرگم بده قاشق نداشتي با بيل غذا ميخوري
*********************************************
غضنفر دو تا بلوک سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبکارش بهش ميگه: تو که فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو کولت؟! غضنفر ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميکرد!
*********************************************
يکي مرده شور بوده، بعد از يه مدتي ميگيرنش دهنش رو سرويس ميکنن. رفيقاش ميپرسن بابا مگه اين بيچاره چي کار کرده بود؟ ميگن: اين پدرسوخته سوالاي شب اول قبر رو تکثير کرده بود بين مردهها تقسيم ميکرد
*********************************************
چندنفر داشتن ميرفتن کوه، سرپرستشون (که از قضا لکنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع ميکنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يکم نگاش ميکنن ببينن چيميخواد بگه، بعد ميبينن نميتونه حرفش رو بزنه، بيخيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر ميگفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاکي بودن و کسي توجه نميکرده، وقتي ميرسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي کردم
*********************************************
يکي چراغ جادو پيدا ميکنه، دست ميکشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بکن. يکي ميگه: يه نوشابه خنک ميخوام که هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، يکي يکم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنکه! يکي ديگه هم بده
*********************************************
يکي 15 سال به يه مورچه ياد مي ده با چوب غذا بخوره مورچه رو مي ياره تو ميدون که به مردم نشون بده همه دور تا دور وايساده بودن نگاه مي کردن . يکي از اونجا رد مي شه مي بينه همه عقب وايسادن مورچم وسطه مي ره با پا موچه رو له مي کنه مي گه: اخه مورچم ترس داره؟!!!
*********************************************
يکي از زمين و زمان گله مي کرده مي گه: چه دنياي بدي شده ادم نمي تونه به هيچ کس اعتماد کنه از صبح تا حالا از 10نفر ساعت پرسيدم هر کدوم يه چيز مي گن نمي دونم حرف کدوم رو باور کنم؟
*********************************************
يکي تو استاديوم بوده داشته فوتبال نگاه مي کرده هي مي گفته عجيبه واقعا غجيبه.مي گن چي عجيبه؟ مي گه: 100هزار تماشاچي 22تا بازيکن 3تا داور .مي گن خوب چيش عجيبه؟ مي گه گنجشکه همه رو ول کرده ريده رو سر من!!!
*********************************************
زن و شوهري به سينما رفتند. در اواخر فيلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: اين کسي که بغل دست من نشسته از اول فيلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتي جواب داد: به درک که خواب است. حالا چرا منو از خواب بيدار کردي؟
*********************************************
دو نفر در طول مهماني کنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يک کلمه هم با هم حرف نزدند پس از دو ساعت يکي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد ميکنم حالا در مورد موضوع ديگري سکوت کنيم!
*********************************************
يکي با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع ميکنه دويدن طرف تماشاچيا. يکي يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: بابا خجالت بکش! اين فيلمه. او ميگه: زن! من و تو ميدونيم فيلمه، گاوه که نميدونه!
*********************************************
يکي کارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش کنن
*********************************************
به يکي ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ، همون که هستش يک وجبه؟
*********************************************
مشتري: آقا چرا ديگه ميخواهي توي حلقم را کيسه بکشي؟ دلاک: آخه خودتون گفتين گلوتون چرک کرده!
*********************************************
زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبک هميشه روي آب ميمونه!
*********************************************
پسر کوچولو رو به مادرش کرد و گفت: من نميدانم چرا شبها که دلم نميخواهد بخوابم به زور مرا ميفرستي بخوابم ولي صبحها که دلم نميخواهد از خواب بيدار شوم به زور مرا بيدار ميکني؟
*********************************************
صاحبخانه: هر وقت ميگويم اجاره را بده، ميگويي: بگذار حقوق بگيرم، پس کي حقوق ميگيري؟ مستاجر: هر وقت که استخدام شدم
*********************************************
ديوانه اولي: ببينم، مگه تو کري که جواب سلام منو نميدي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه که کره، من لالم
*********************************************
به يکي ميگن يه معما بگو، ميگه: اون چيه که درازه، زرده، موزه؟!
*********************************************
يکي سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه کاريه ميکني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه کمک کنم
*********************************************
يکي ميره کله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ اون ميگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قايم شم!
*********************************************
يکي 19 تا بچه داشته، بهش ميگن: چرا يک بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند کمتر، زندگي بهتر!
*********************************************
يکي ميره راهپيمايي، ميبينه شلوغه برميگرده !
*********************************************
يارو تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، طرف ميگه: بچهها در برين صاحبش اومد!
*********************************************
يکي تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند کفشش بازه. به کنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، يک دقيقه اين ميله رو نگردار من بند کفشم رو ببندم!
*********************************************
معتاده ميخواسته تاکسي بگيره، به يک تاکسي ميگه: مُشتقيم! تاکسيه، پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه: اي بـابـا! من که ميخواستم اونجا پياده شم
*********************************************
يکي از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!
*********************************************
يکي ميره شکار خرگوش، صداي هويج در مياره!
*********************************************
به يکي ميگن: کجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم
*********************************************
يکي به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه کشکيه؟! يکي ميگه: بابا من که راضيم، ننم هم که راضيه، فقط مونده شاه و دخترش
*********************************************
يکي پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره
*********************************************
يکي کليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره کليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميکنن
*********************************************
از يکي ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت کوچيکشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت کف ميکنن، ميگن: بابا اين که فقط يکيه! ميگه: آخه دادم mp3ش کردن
*********************************************
يکي ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن
*********************************************
ميخواستن يکي رو شکنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يک اتاق گرد، ميگن برو يک گوشه بشين
*********************************************
به يکي ميگن دو دوتا چند تا ميشه ؟ ميگه 5 تا ميگن خاک بر سرت چرا 5 تا ؟ ميگه آخه علم پيشرفت کرده !!
*********************************************
يکي خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با کِش خودشو دار زده!
*********************************************
مرد: قسم ميخوري که منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم.
*********************************************
زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نميبيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينکه چشمهاتو درميآورم!
*********************************************
يکي ميخواسته گردو بشکنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!
*********************************************
يکي ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبکي دوش ميگيره!
*********************************************
يکي وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشکسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشکيلميدن، ميبينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشيهاي تلفناي همگاني رو بيسيم کرده
*********************************************
يکي ساندويچفروشي داشته، يک روز يک بابايي مياد ميگه: قربون يک ککتل بده، فقط بيزحمت توش گوجه نگذار. طرف ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟
*********************************************
به يکي ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . ميپرسن: کدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش
*********************************************
يکي ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره
*********************************************
يکي دوتا دزد ميگيره، زنگ ميزنه به 220!
*********************************************
به يکي ميگن: چند تا حيوون نام ببر که پرواز کنه. ميگه: کبوتر، کلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر که پرواز نميکنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز کرد!
*********************************************
اولي از دومي ميپرسه قبله کدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، يکي ميگه: بايد خيلي برم؟
*********************************************
آمريکاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده، هي داد ميزده: help me, hellllp! يکي از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جاي کلاس زبان کلاس شنا رفته بودي الان غرق نميشدي
*********************************************
تمساحه ميره گدايي، ميگه: به من بدبختِ مارمولک کمک کنيد
*********************************************
يکي سربازيش تموم ميشه، وقتي کارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميکنه ميگه: اي بابا، من که ازينا چهارتا دارم
*********************************************
يکي يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن کم مياره!
*********************************************
به يکي ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر
*********************************************
از يکي ميپرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم نه
*********************************************
يک بابايي يه ماهي تو پاکت دستش بوده، رفيقش ميبيندش، ازش ميپرسه: جريان اين ماهيه چيه؟ ميگه: دارم براي شام ميبرمش خونه. ماهيه ميگه: مرسي من شام خوردم، منو ببر سينم
*********************************************
يکي يه سکه اززير خاک پيدا ميکنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!
*********************************************
يکي زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. يکي ميگه: پس من ميخونم يادداشت کنين!
*********************************************
يکي ميخواسته به فلسطينيا کمک کنه، براشون سنگ پست ميکنه
*********************************************
يکي سوار اتوبوس ميشه، ميره يک گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلي خالي، چرا نميشيني؟ يکي ميگه: حالا صبر کن، دو دقيقه ديگه همين يک ذره جا هم پيدا نميشه
*********************************************
يکي تو مانور شرکت ميکنه، اسير ميشه!
*********************************************
يکي ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسکويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ ميگه: قربان شما، دست بوسن!
*********************************************
يکي بچش نميخوابيده، بهش ژل ميزنه!
*********************************************
به غضنفر گفتند: ?? شهريور چه روزيه؟ کمي فکر کرد و گفت: فکر مي کنم ?? خرداد باشه!
*********************************************
اصفهانيه موز ميخوره معدهاش تعجب مي کنه !
*********************************************
به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، کي مياد زنش رو بده به ما؟!
*********************************************
باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچهاش ميگه برو کلاه منو بيار. بچه ميگه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه ميگه: اه...پس...نميخواد بري بياريش!
*********************************************
غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي که توي ابهر سر کوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.
*********************************************
مرد: بازهم که پارچه خريدي؟ زن: ميخوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين که چهار متر پارچه است؟ زن با بقيهاش هم براي خودم يه پيرهن ميدوزم.
*********************************************
يکي ترکه ميرسه، ميخورنش.
*********************************************
دوتا پسر حوصلهشان سر رفته بود. يکي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم فوتبال و اگر سکه روي لبهاش ايستاد ميريم درس ميخونيم!
*********************************************
يکي خبر داغ ميشنود، گوشش ميسوزد!
*********************************************
موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟
*********************************************
يکي چهار تا قالب صابون ميخوره تا به مرز خودکفايي برسه!
*********************************************
يکي نبض بيمار را گرفت و گفت: نميدانم مريض مرده يا ساعت من خوابيده!
*********************************************
ببينم، داداش شما چيکاره است؟ راننده است، «روي» ماشين بابام کار ميکنه، داداش شما چطور؟ داداش من مکانيکه، «زير» ماشين مردم کار ميکنه!
*********************************************
وقتي زنت خونه نيست چه کار ميکني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!
*********************************************
يکي سرشو قيرگوني کرده بود، ميگن چرا اينجوري کردي؟ ميگه: بينيام چکه ميکرد!
*********************************************
يکي ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يک بسته کوبيده بدين!
*********************************************
راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فکر کرد، که دير اومدم خونه!
*********************************************
معتادي که در حال کشيدن سيگار بود، ميگويد: يه ژمين لرژه هم نمياد که خاکشتر شيگارم بيفته!
*********************************************
بچهاي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف ميزنيم بيا گوش کن. آن وقت ميفهمي فرقش چيه!
*********************************************
رئيس: خجالت نميکشي تو اداره داري جدول حل ميکني؟ کارمند: چکار کنيم قربان، اين سروصداي ماشينها که نميذاره آدم بخوابه!
*********************************************
چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحتتر ميخوابم! واسه چي؟ واسه اينکه ديشب با کفش خوابيدم، خوابم نبرد!
*********************************************
اولي به دومي: آن دو نفر را ميبيني؟ ده سال است که ازدواج کردهاند و به قدري يکديگر را دوست دارند که آدم فکر ميکند اصلا ازدواجي بينشان صورت نگرفته است!
*********************************************
مرد خسيسي که سي سال قبل از يک فروشگاه کفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!
*********************************************
يه نفر کولرش خراب ميشه . با عصبانيت به بچه هاش مي گه : مگه نگفتم ? نفري جلوي کولر نشينيد
*********************************************
خروسه مي خواسته زن بگيره پول نداشته مي ره گالينا بلانکا مي خره!!!
*********************************************
يکي شلوارش رو بر عکس مي پوشه . ننش مي بينه بهش مي گه : الهي قربونت برم . وقتي ميري انگار داري ميايي .
*********************************************
يه روز يه خرگوشه اين قدرهويج مي خوره يکي ازش ميپرسه چرا اين قدر هويج مي خوري. خرگوش: هويجوري
*********************************************
يکي باسه اولين بار جلوي آيينه ميره .با خودش ميکه اين چهره چقدر برام آشناست.بعد مگه او او من اينو توي آرايشگاه ديدم
*********************************************
به يکي ميگن چرا يک حرف رو بايد برات دوبار تکرار کنن. يکي ميگه:ها؟؟
*********************************************
يکي ميره رستوران پيش خدمت ميگه: آقا شير بيارم ياموز. ميگه: اقا دست شما درد نکن يکي از اون ياموزابراي ما بيار
*********************************************
يه روز از باباي شهيد فهميده مي پرسن: از پسرت راضي هستي؟ ميگه: چي ميگي بابا. هنوز دارم قسط تانکه رو مي دم!!
*********************************************
يکي نماز قضا زياد داشت زير جا نمازش کاربن گذاشت
*********************************************
يه روز يکي مي خواست بره بهشت زهرا گل فروشي بسته بود بجاش کمپوت خريد
*********************************************
يه روز يه مرده از حال ميره از اتاق پزيرايي سر درمي ياره
*********************************************
يه پرگار ضربه ي مغزي مي شه شش ضلعي مي کشه
*********************************************
روز قيامت از چوپان دروغ سئوال ميکنند :ميگند :اسم . چوپان دروغگو جواب ميده :دهقان فداکار
*********************************************
گنجيشکه با موتور تصادف ميکنه.....بيهوش ميشه....ميندازنش تو قفس...به هوش که مياد ميله ها رو ميبينه ..ميزنه تو سر خودش ميگه خاک بر سرم شد....موتوريه مرد.....
*********************************************
يه روز يه پسر ميره خواستگاري دختره ميگه مي خوام درس بخونم پسره ميگه عيبي نداره يه ساعت ديگه برمي گردم
*********************************************
الهي تو خورشيد بشي من زمين که سالي يک بار من دور تو بگردم ولي تو سالي 365 بار دور من بگردي
*********************************************
يکي اسم بچش رو مي ذاره اس ام اس . مي گن اين چه اسميه ؟ مي گه : چيه از پيام که باکلاس تره
*********************************************
يکي تو انتخابات کانديد مي شه 3 تا راي مي ياره . شب مي ره خونه خانومش يکي مي خوابونه تو گوشش مي گه: مي دونستم پاي يه زن ديگم وسطه
*********************************************
از اسمون با هام تماس گرفتند گفتن قشنگ ترين ستاره گم شده ولي نگران نباش من لو نمي دم تو رو
*********************************************
بهترين انتقام از زني که شوهرتون رو از چنگتون در اورده مي دوني چيه؟ بذاري شوهرتون مال اون بمونه
*********************************************
جهان بيش از 6 ميليارد جمعيت دارد يکي نيست به منه احمق بگه : چرا واسه تو مسيج فرستادم
*********************************************
به يه نفر مي گن شما چه جوري شخصيت خودتون رو مي شناسيد؟ مي گه يا ارايه بليط
*********************************************
در اصفهان هيچ کس ساعت ندارد چون همه از ساعت ميدان شهر استفاده مي کنن
*********************************************
زنها علاقه زيادي به رياضيات دارند زيرا انها سن خود را تقسيم بر دو مي کنند قيمت لباسهايشان را ضربدر دو و حقوق شوهرانشان را ضربدر سه و پنجاه سال هم به سن دوستان خود مي افزايند
*********************************************
سوسکه اکس مي خوره مي ره جلوي دمپايي مي گه : بزن د بزن ديگه لعنتي راحتم کن
*********************************************
خيلي خيلي ببخشيد مزاحم وقت شريفتون شدم واقعا قصدي نداشتم اما يه سوال پيش اومده سالهاست که بايد مي پرسيم .......ايران که نفتش رو مي فرسته به کشوراي ديگه بشکش رو پس مي گيره؟!!!
*********************************************
مي دوني فرق پياز با هندوانه کال چيه؟ وقتي پياز رو قارچ مي کني چشت مي سوزه هندوانه کال رو که قارچ مي کني دماغت مي سوزه
*********************************************
امروز روز خوشتيپ ترين دوست يا فاميل دنياست تو هم اين اس ام اس رو به کسي که فکر مي کني هيچ کس براش تبريک نمي فرسته بفرست
*********************************************
پسره از بالا درخت مي افته پايين . بلند مي شه مي گه خوب شد نمردم وگرنه بابام مي کشتم
*********************************************
يه روز دوتا خلافکار با هم ازدواج مي کنن بچشون مي شه بسيجي .چرا؟ منفي در منفي مثبت
*********************************************
يکي رو برق 3 فاز مي گيره پرت مي کنه بلند مي شه مي گه : اگه مردين يه فاز يه فاز بياين جلو
*********************************************
از يه جوحه تيغي کوچولو مي پرسن آرزوت چيه؟ نگاهي معصومانه مي کنه مي گه: بغلم مي کني؟
*********************************************
اهدا اس ام اس اهدا زندگيست هم اکنون نيازمند ياري سبزتان هستيم.انجمن بيماران اس ام اسي
*********************************************
يارو مي ره الکتريکي ميگه: گلاب به روتون لامپ داريد؟ يارو مي گه: داريم ولي چرا گلاب به رومون؟ يارو مي گه: اخه واسه توالت مي خوام
*********************************************
يکي مي ره جبهه بعد از 2 روز برمي گرده .ميگن چي شد اينقدر زود برگشتي؟ ميگه : بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازي مي کنن
*********************************************
يکي فيلم جنگي مي بينه .اخر فيلم که تموم مي شه جو مي گيردش سينه خيز مي ره تلويزيون رو خاموش مي کنه
*********************************************
به يکي مي گن برو سي دي خام بخر .مي گه: صوتي يا تصويري؟
*********************************************
يکي راديو گوش مي داد راديو مي گه خيابون انقلاب به امام حسين بسته است. ترکه مي گه خوب بابا چرا قسم مي خوري حالا؟
*********************************************
هميشه از خدا مي خواستم که تو زندگيم يه همراه خوب داشته باشم همراهي که هميشه کنارم باشه و من بتونم به راحتي باهاش ارتباط برقرار کنم خدايکيشو بهم داده همراه من نوکياست مال تو چيه؟
*********************************************
يکي مي ره مکه تو مراسمي که بايد به شيطون سنگ بزنه يهو سنگاش تموم مي شه.....اونم به جاش فحش مي ده
*********************************************
يکي وايساده بوده دم مسجد داشته خرما خيرات مي کرده يهو يکي مي ياد يه مشت بر مي داره .ترکه دستشو مي گيره مي گه: هووووووي چه خبرته؟ يه نفر ادم مرده اتوبوس که چپ نکرده!!!
*********************************************
بچه : بابا هواپيماي به اين بزرگي رو چطور مي دزدن؟ بابا جون مي ذارن بره بالا کوچيک که شد مي دزدنش
*********************************************
يادت باشه که يادت بندازم که به يادم بياري که ياد بدي ديگه اين وقت شب با اس ام اس کسي رو بيدار نکنم!!!
*********************************************
دختره به دوستش مي گه نامزدت چه شکليه؟ دوستش مي گه: مثل اسب نجيب.مثل پلنگ مهربون. مثل شير قوي .مثل عقاب تيزبين .دوستش ميگه حالا کي بريم باغ وحش ببينيمش؟
*********************************************
نانوا هم جوش شيرين مي زند بيچاره فرهاد!!!!!
*********************************************
مرد دوستي را کشف کرد و عشق را اختراع کرد زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد
*********************************************
مرد تجربه را کشف کرد و پول را اختراع کرد زن پول را کشف کرد و خريد را اختراع کرد
*********************************************
از ان به بعد مرد چيزهاي بيشتري کشف کرد و اختراع کرد ولي زن همچنان مشغول خريد بود
*********************************************
يکي تلويزيون مي خره فرداش کنترلشو مي بره پس مي ده مي گه: اقا اين ماشين حسابه توش بود به ما حروم خوري نيومده
*********************************************
به يکي مي گن از مسافرت چي اوردي؟ مي گه: تشريف
*********************************************
يکي با يکي تصادف مي کنه افسر مي ياد ميگه: کدومتون مقصريد؟.......يکيشون مي گه والا من خواب بودم نديدم از اين اقا بپرس
*********************************************
به يکي مي گن:چرا ماشينتو از پلاک شروع مي کني به شستن؟مي گه:والا يه بار ار شقف شروع کردم به شستن رسيدم به پلاک ديدم ماشين خودم نيست
*********************************************
يکي رو مي برن اعدام کنن بهش مي گن تورو اعدام مي کنيم تا درس عبرتي باشه واسه بقيه مي گه:نمي شه بقيه رو اعدام کنيد تا درس عبرتي باشه واسه من
*********************************************
به يکي مي گن برو با اره برقي 1000تا درخت بکن مي ره 996 تا مي کنه خسته مي شه مي شينه .مي گن چرا نشستي؟روشنش کن 4تا ديگه هم بکن .مي گه : ا مگه روشنم مي شه؟
*********************************************
به يکي مي گن مي دوني امام حسين کجا خاک شد؟ مي گه: نه .مي گن: کربلا مي گه: اي خوشا يه سعادتش
*********************************************
به معتاده مي گن با 45و46و47و48 جمله بساز .مي گه: چلا پنجه مي کشي . چلا شيشه مي کشي .چلا هشتي ناراحت . چلا حف نمي زني!!!
*********************************************
به يکي مي گن اينهمه ترياک مي کشي معتاد نشي! مي گه: نه بابا من 4ساله هرروز دارم مي کشم ولي هنوزم که هنوزه معتاد نشدم
*********************************************
يکي مي ره استاديوم جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه مي کرده. بهش مي گن چرا فوتبال نگاه نمي کني؟ مي گه: دنبال کلمه زنده مي گردم
*********************************************
به يکي مي گن مي دوني فاميلي خدا چيه؟ مي گه: فکر کنم وکيلي باشه
*********************************************
زن : مرد چرا کولر نمي خري ؟ ترکه: به درد نمي خوره اونايي هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم
*********************************************
بيچاره مردا: وقتي به دنيا مي يان همه حال مامانشونو مي پرسن .وقتي ازدواج مي کنن همه مي گن چه عروس خوشگلي .وقتي مي ميرن همه مي گن بيچاره زنش
*********************************************
مي د وني فرق اموزگار با روزگار چيه؟ اموزگار اول درس مي ده بعد امتحان مي گيره .ولي روزگار اول امتحان مي گيره بعد درس مي ده
*********************************************
ابادانيه موقع زلزله بم اونجا بوده بعد از زلزله به بغل دستيش مي گه : ها ولک ويبره موبايلو داشتي
*********************************************
معتاده وايساده بوده کنار خيابون به تاکسيها مي گفته: عيد عيد يه راننده نگه مي داره مي گه : ما خيابوني به نام عيد نداريم .معتاده مي گه : اي بابا چقدر از ادم حرف مي کشيد منظورم شر بهاره ديگه !!!
*********************************************
دنيارو بدون خانوما تصور کنيد : بازارها خلوت . پولها اضافه . خيابونا خلوت . مخابرات ورشکسته .
*********************************************
معتاده پيغام گير مي خره رو پيغامگيره مي ذاره: هشتم........ولي خشتم
